شش روبان

برای ش

اگر خنیاگری بودم، برایت شش آهنگ عاشقانه می خواندم
تا به تمام دنیا بگویم از عشق میانمان،
اگر تاجری بودم، برایت شش الماس می آوردم
با شش رز به سرخی خون تا محبوبم را بیآذینند؛
اما من مردی ساده ام، دهقان عامی یی فقیر،
پس این شش روبان را از من بگیر تا موهایت را ببندی.

زرد و قهوه یی، آبی مثل[……]

ادامه ی متن