زندانی شماره ی 66

1 – 2 – 3 – 4 – 5 – 6.

1 – 2 – 3 – 4.

می دونی ما چند وقته اینجاییم؟ می شه از سیگارایی که همراه صبونه می دن حساب کرد؛ روزی 3 نخ همراه صبونه. (مکث) روز اول بدن آدم مثل عادتش عمل می کنه. سر ساعت می خابی؛ به موقع بیدار می شی. ولی به محض بیدار شدن می بینی کاری نداری انجام بدی؛ جز اینکه رو تخت فلزی دراز[……]

ادامه ی متن

درباره ی عینک مادربزرگ

مادربزرگ یه ساعت داشت که هیچ وقت؛ چه اول بهار که ساعت ها رو جلو می کشن، چه اول پاییز که ساعت ها رو عقب می کشن، تنظیمش نمی کرد. می گفت «من چه کار دارم ساعت چنده من فقط می خام قرصامو بخورم.» با همین ساعت بود که وقت بیدار شدنشو تنظیم می کرد.

صبح که بیدار میشد، همیشه یکی بود که قبل از خودش بیدار شده با[……]

ادامه ی متن