زمانی بخت با من یار بود

 

Fortune plango vulnera
stillantibus ocellis
quod sua michi munera
subtrahit rebellis.

Verum est, quod legitur,
fronte capillata,
sed plerumque sequitur
Occasio calvata.

In Fortune solio
sederam elatus,
prosperitatis vario
flore coronatus;

quicquid enim florui
felix et beatus,
nunc a summo corrui
gloria privatus.

Fortune rota volvitur:
descendo minoratus;
alter in altum tollitur;
nimis exaltatus

rex sedet in vertice
caveat ruinam!
nam sub axe legimus
Hecubam reginam.

می شیونم از زخم های الهه ی بخت
با چشم های اشک آلود،
چرا که او مائده هایش را
ظالمانه باز می ستاند.

عین حقیقت است
که او دستانی گشوده دارد،
اما گواهی می دهم او به نوبت
خشک دست می شود.

بر تخت الهه ی بخت
زمانی من استوار تکیه زده بودم،
با تاجی مرصع
از گل های رنگارنگ؛

گر چه زمانی بر عرش بودم
شادان و کامیاب
اکنون از عرش فرو می افتم
محروم از شکوه.

چرخ الهه ی بخت می چرخد؛
و من سرافکنده به قعر می روم؛
تنها یکی دیگر
از بینهایت افراد.

پادشاه دیگری لختی بر عرش خواهد نشت
باشد که از به زیر آمدن حذر کند!
چرا که بر کف این چرخ نوشته:
عاقبت نابودی است!


“Fortune plango vulnera” شعری اروپایی به زبان لاتین از قرن 13 ام، سروده شده توسط شاعری نامشخص است، که بارها توسط افراد مختلف در آثار مختلف مورد اقتباس قرار گرفته. مورد بارز آن کانتات کارمینا بورانا (Carmina Burana) ی کارل ارف (Carl Orff) می باشد.
ترجمه ی بالا توسط خودم (سینا قاسمی) از روی ترجمه ی انگلیسی موجود در سایت Classical Net (توسط مترجمی نامعلوم) و تطبیق آن با نسخه ی اصلی لاتین انجام شده.
 

Leave a Reply